دانشنامه, سایر مطالب

راهنمای مبتدیان: هر آنچه باید در مورد مانیتورهای استودیویی بدانید(قسمت دوم)

راهنمای مبتدیان: هر آنچه باید در مورد مانیتورهای استودیویی بدانید(قسمت دوم)

راهنمای مبتدیان: هر آنچه باید در مورد مانیتورهای استودیویی بدانید(قسمت دوم)

در ادامه مقاله راهنمای مبتدیان: هر آنچه باید در مورد مانیتورهای استودیویی بدانید(قسمت اول) به بررسی برخی دیگر از نکات مربوط به مانیتورهای استودیویی می‌پردازیم.

مشخصات و قیمت

اگر بودجه ای برای راه اندازی یک استودیو از ابتدا دارید، آماده باشید که بخش زیادی از آن را برای مانیتورهای خود صرف کنید. وقتی بلندگوهایی که با آن ها مانیتور می‌کنید به شما دروغ می‌گویند، چه فایده ای دارد که میلیون ها تومان برای تجهیزات استودیو خود خرج کنید؟

بنابراین باید به نکات زیادی هنگام خرید مانیتور استودیویی خود توجه کنید. اولین اصطلاحی که احتمالاً با آن روبرو خواهید شد اکتیو یا پسیو است. مانیتورهای اکتیو دارای یک amp داخلی برای درایو اسپیکر هستند. اسپیکرهای پسیو باید با یک amp جداگانه تطبیق داده شوند. توصیه ما – به طور کلی، مثل همیشه – این است که به مانیتورهای اکتیو پایبند باشید، زیرا amp همزمان با اسپیکر طراحی شده است. صدای کلی باید هر دو مؤلفه را در نظر بگیرد. با این اوصاف، برخی از بلندگوهای پسیو عالی نیز در صوت پلاس وجود دارد، اما مانیتورهای اکتیو دردسر تطبیق آمپر را برطرف می‌کنند.

مرحله بعد، nearfield، midfield یا farfield است. این به معنای فاصله شنیداری است که مانیتورها برای آن طراحی شده اند. اکثر استودیوها از مانیتورهای nearfield استفاده می‌کنند، زیرا شنونده تمایل دارد در نزدیکی، در جایی که “sweet spot” نامیده می‌شود – نقطه ای در مثلث متساوی الاضلاع بین مانیتورها بنشیند. در این مرحله است که تداخل کمتر اتاق نقش مهمی را ایفا می‌کند و همچنین تولیدکننده می‌تواند به میکس هایش در level صدای پایین‌تر گوش دهد. (این مهم است که در level پایین مانیتورینگ داشته باشید تا در جلسات طولانی میکس خسته نشوید. گوش های شما مهم هستند، حتی مهمتر از مانیتورها!).

درایورهای مانیتور چیست؟

مورد بعدی درایور مانیتور است. این سطح گرد روی اسپیکر است و اکثر مانیتورها two-way یا three-way هستند، یعنی در هر اسپیکر دو یا سه درایور وجود دارد. درایور قسمتی است که برای ایجاد امواج صوتی می‌لرزد. می‌دانید که چگونه میکروفون صدا را به سیگنال الکتریکی تبدیل می‌کند. خب، مانیتورها اساسا برعکس این فرآیند را انجام می‌دهند، بنابراین درایور را به عنوان بخش دیافراگم یک میکروفون در نظر بگیرید.

بزرگترین درایور، ووفر، فرکانس های bass پایین را کنترل می‌کند. کوچکترین درایور، توییتر، فرکانس های top treble را کنترل می‌کند. درایور میانی در سیستم های three-way وجود دارد، برای فرکانس های متوسط است. برخی از سیستم ها درایور low-end را در یک باکس جداگانه به نام ساب ووفر قرار می‌دهند.

مزیت ساب ووفر این است که می تواند دامنه low-end سیستم هایی را که نیاز به دسترسی بیشتر دارند، گسترش دهد. به علاوه، داشتن آن در یک باکس جداگانه به این معنی است که بقیه اسپیکر می‌تواند کوچکتر باشد و بنابراین از نظر قرارگیری انعطاف پذیرتر است. برخی از مانیتورها دارای طراحی کواکسیال یا دوگانه متحدالمرکز هستند که در آن توییتر کوچکتر در مرکز ووفر بزرگتر نصب شده است.

آیا دقیق نشسته‌اید؟

برای یافتن sweet spot، به خودتان فکر کنید که در نقطه سوم مثلث متساوی الاضلاع نشسته اید تا sweet spot را که سرتان در آن قرار می‌گیرد پیدا کنید (این قسمت می تواند فقط با یک حرکت کوچک انجام شود). شما همچنین می خواهید با گوش های خود در ارتفاع مانیتور مناسب بنشینید.

پاور مانیتور

مرحله بعدی پاور است و ممکن است شما را متعجب کند که بدانید قدرت بیشتر به معنای صدای بهتر نیست. اکثر مردم در level بسیار پایین مانیتورینگ دارند، بنابراین به بیش از 50 وات در یک سیستم نیاز ندارید، اما اگر در یک اتاق بزرگ مانیتورینگ می‌کنید، به پاور بیشتری نیاز خواهید داشت. رقم بهتری که در اینجا باید به آن نگاه کرد حداکثر SPL یا level فشار صدا است. این نشان می‌دهد که یک اسپیکر قبل از اینکه distort شود، چقدر صدایش بلند می‌شود و به دسی بل اندازه گیری می‌شود. به دنبال هر چیزی بین 85 تا 110 دسی بل باشید.

حساسیت اسپیکر نیز در اینجا کلیدی است و به شما می گوید که با پاور داده شده چقدر volume خواهید داشت. هرچه رقم حساسیت بالاتر باشد، volume بیشتری را دریافت خواهید کرد. به دنبال هر چیزی با حداقل 88 دسی بل باشید. بالای 100 دسی بل خوب است. مورد بعدی رقم S/N یا نسبت سیگنال به نویز است. باز هم، در اینجا هرچه بالاتر باشد بهتر است، زیرا این معیار میزان سیگنالی است که می خواهید بشنوید در مقابل نویزهایی که نمی خواهید بشنوید. به دنبال هر چیزی بالاتر از 70 باشید که کمی ho-hum است. هر چیزی بالاتر از 100dB به مراتب بهتر است.

مشخصات فنی تمام شده است، اما ممکن است در مورد “transient response” نیز بشنوید. این توانایی مانیتور برای دنبال کردن تغییرات بزرگ در صدا است. هرچه این سختگیرانه تر باشد بهتر است، زیرا به معنای دقت بیشتر است. طراحی و ساخت کابینت اسپیکر – باکس اطراف درایورها – نیز مهم است. شما می‌خواهید که کابینت اسپیکر از ماده‌ای محکم ساخته شده باشد (تولیدکنندگان از چوب متراکم گرفته تا پلاستیک استفاده می‌کنند)، تا مانیتور در فرکانس‌های خاصی ارتعاش یا resonate نداشته باشد.

این همچنین به transient response کمک می‌کند. همین امر در مورد موادی که درایورها از آن ساخته شده اند نیز صدق می‌کند – باید بادوام و محکم باشد. در نهایت، استفاده از هدفون نیز امکان پذیر است، زیرا مانیتورهای شما و بسیاری از شرکت ها ست هایی را به طور خاص با پاسخ های flat برای انجام این کار طراحی کرده اند. مانیتورهای مناسب همچنان تصویر وسیع تری به شما ارائه می دهند، اما داشتن یک هدفون خوب برای میکس های AB نیز ایده خوبی است زیرا در نهایت شما می خواهید اسپیکرها به شما حقیقت را بگویند. با این حال، گوش دادن به حقیقت می‌تواند در سشن‌های طولانی خسته کننده شود – یک پاسخ flat می‌تواند خشن باشد – به همین دلیل ارزش دارد که ست دیگری از مانیتورهای vibey و همچنین یک جفت دقیق را در نظر بگیرید.

برای جلسات رکورد بسیار طولانی، می خواهید به اسپیکرهایی گوش دهید که شما را هیجان زده می‌کنند و شما را تحریک می کنند و ممکن است با دقت کمتر به چنین حالاتی دست پیدا کنید. با این حال، در پایان جلسه، به یک ست دقیق برای تنظیم دقیق روی بیاورید. تجملاتی به نظر می رسد، اما اگر قدرت خرید بالایی دارید، داشتن دو ست اسپیکر مانیتورینگ را به شما توصیه می کنیم (و همچنین چند هدفون استودیویی اگر مشکلی ندارید).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 5 =